چگونهقرآنرامطالعه كنيم؟

 

 

استفاده از يك روش دقيق به منظور رسيدن به درك صحيح مفاهيم قراني به اندازه اجراي دستورات و احكام قراني حائز اهميت است.

بسيار تاسف آوراست كه عده اي از مومنان ومعتقدان به قران اهميت  تفكر وتامل در آيات قران را به خوبي درنيافته، وبه تمام معاني يك كلمه توجه ننموده و با نگاه سطحي به معاني كلمات وآيات قراني قادر به درك مفاهيم واقعي نبوده وبه سادگي با پذيرش اولين معنائي كه  از يك كلمه به ذهن خطور مي كند سعي در فهم وترجمه آن دارند.

قابل توجه مي باشد كه الله ازما مي خواهد كه در درك كلمات عربي قران بسيار كوشا باشيم و با توجه به عمق كلمات و استفاده كردن از عقل خود نتيجه گيري نهائي را به بهترين نحو ممكن امكان پذير سازيم.

 

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (12:2

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، كه  شما درآن بينديشيد (2)

براي درك يك نوشته عربي بايد به خاطر بسپاريم كه كلمات مي توانند معاني مختلفي را در   بر داشته باشنداما مي بايست در رابطه با موضوع مطرح شده صرفا" يكي از انها را انتخاب نمود.

براي مثال مي توانيم از كلمه " قَ-تَ-لَ" استفاده كنيم .با رجوع به فرهنگ لغات متوجه  مي شويم كه اين كلمه را مي توان به كشتن ،خراب كردن ،جنگيدن،وحتي نفرين كردن  وبه سختي مطالعه كردن ترجمه كرد وبايد با در نظر گرفتن معاني اين كلمه مطلب مورد مطالعه را درك كرد.

 

 

وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ (2:191)

و هر كجا بر ايشان دست‏يافتيد آنان را بكشيد و همان گونه كه شما را بيرون راندند آنان را بيرون برانيد و فتنه از كشتن   بدتر است در كنار مسجد الحرام با آنان جنگ مكنيد مگر آنكه با شما در آن جا به جنگ درآيند پس اگر با شما جنگيدند آنان را بكشيد كه كيفر كافران چنين است 191

با توجه به آيه مذكورروشن است كه كلمه" قتل" حداقل به دو معني مختلف جنگيدن وكشتن استفاده شده است

         

وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (6:137)

 

;بدين گونه بسياري ازمشركين فاسدكردن فرزندان خويش رازيبا جلوه مي دهند وآنها را درهلاكت خويش شريك مي كنندوبه آنان عقيده وراه خويش را القا مي نمايند.اگر خدا مي خواست آنان چنين نمي كردندپس از آنان وتهمت هاي دروغين شان دوري كن

(137)

 

 

در اين آيه آشكارا مي بينيم كه كلمه" قتل" اصلا به معناي كشتن فرزندان نمي باشد،بلكه به معناي خراب كردن و فاسد كردن نفس كه همان تخريب شخصيتي آنهاست به كار گرفته شده است.

 

در مثالي ديگر بررسي كلمه" رَ-اَ-يَ" مي باشد كه بسياري از خوانندگان با ديدن اين كلمه آنرا به سادگي به ديدن يك جسم با استفاده كردن ازچشم خويش يا ديگري ترجمه مي كنند.

صرفا"به دليل اينكه" راي" در اكثر موارد به معناي ديدن مورد استفاده قرار گرفته است نبايد ما را از اين حقيقت برحذر دارد كه اين كلمه هرچند نادر اما مي تواند دربرگيرنده معاني ديگري هم باشد.

 

"راي" درفرهنگ لغات يا قاموس مي تواند به معناي اختيار يك عقيده ،توجه دقيق كردن،تفكر،قضاوت هم باشد دقت در معاني مختلف اين كلمه مي تواند ما را در ترجمه صحيح يك مطلب ياري دهد.

 

إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ  12:4

هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند!» (4)

بسيار روشن است كه" راي" در اين آيه به همان معناي متدوال كه ديدن مي باشد استفاده شده است ولي در ديگر آيات تفاوت را مي توانيم مشاهده كنيم .

 

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ (6:46)

بگو: «آياتوجه نمي كنيدكه  اگر خداوند، شنوائي وبينائي را بگيرد، و قدرت ادراك را ازشما ساقط كند ، غير از الله معبودي است كه آنها را به شما بازگرداند؟!» ببين چگونه دلايل وبراهين  را به گونه‏هاى مختلف ذكر مي كنيم و ، سپس آنها روى مى‏گردانند! (46)

در آيه فوق مي بينيم كه بهترين ترجمه براي كلمه" راي" مي تواند توجه وتفكر كردن باشد

بنا براين اولين توجه ما بايد به اين مسئله باشد كه حتما"تا حد امكان تمام معاني قابل استفاده را كه يك كلمه مي تواند در بر داشته باشد بشناسيم .سپس با استفاده از منطق وقدرت تفكر خود وتوجه به متن كامل آيه در قران حتي با در نظرگرفتن آيات ديگر بهترين آنها را انتخاب كنيم كه نه تنها بيشتر قابل فهم مي  باشد بلكه با مضمون آيات ديگر قرآن نيز هم آهنگ باشد.اين قدم در راه بهره گيري صحيح از آيات الهي از اولويت بسيار بالا وخاصي برخوردار مي باشد.

 

 

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (47:24

 

آيا آنها در قرآن بررسي وجستجو  نمى‏كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟! (24)

اين آيه مبارك آنان را كه از ذهن خوابيده ومفلوك برخوردارهستند ودرفهم آيات الهي كوشش واز درايت خود استفاده نمي كنند به  كساني تشبيه مي كند كه افكاري بسته دارند وبر اين اساس درهاي قلب خود را به روي دانش بسته وآموزش پذير نمي باشند.

 

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (39:18)

آنان كه كلام الهي رامي شنوندوسپس ازبهترين معناي آن پيروي مي كنند آناني هستند كه الله هدايت كرده ، و آنها خردمندانند. (18)

و بر خلاف آندسته از افرادي كه از ذهن خوابيده ومفلوك برخوردار هستند،كساني كه كلام  الله را مي شنوند وبهترين معناي آنرا انتخاب و پيروي مي كنند را به عنوان صاحبان دانش وهدايت معرفي مي كند

كلمه قران از مصدر" ق َ-رَ-اَ" به معناي مطالعه كردن و درس دادن مي باشد وكاملا"متفاوت از روخواني كردن بدون توجه به مفهوم مطلب مورد مطالعه مي باشد

.

كلمه قران به عنوان نام اين كتاب ارزنده به خودي خود نمايانگر آن است كه اين كتاب بايد به عنوان يك مرجع براي مطالعه و تحصيل دانش باشد.ونبايد به سرنوشت كتاباني ديگر كه در داخل كتابخانه هاي شخصي و عمومي است و حتي ارزش بسياري از آنها را مي توان به خطاطي زيبا يا جلد آن تعيين كرد دچار شود

.ارزش اين كتاب بسيار والاتر از آن است كه فقط به صورت سمبليك در خانه ها و يا مراسم اجتماعي و مذهبي مورد استفاده قرار بگيرد.

 

با باز كردن قران ونگاهي سطحي وزودگذر به آن هركس به سادگي متوجه خواهدشدكه موضوع ها وقصص درتمام اين كتاب پخش شده است

دربسياري ازموارد برخلاف انتظارماانسانهاكه عادت به دست نوشته هاي خود به سبك وسياق خاص خود داريم به هنگام مطالعه قران با قضاوت عجولانه قران را همانند ساير كتب كه از ترتيب وموضوعات طبقه بندي شده ومرتبط تبعيت مي كنند مقايسه مي نمائيم ،و اين در حالي است كه كلام الله سبك وروش خاص خود را دارا مي باشد.وبدين دليل  در وحله اول انتظارات ما را برآورده نمي سازد.

 

براي مثال مي توان از مشخصات خلقت انسان و اتفاقات روزرستاخيز ،قوانين مربوط به ازدواج وطلاق ،نحوه برخورد با دوست ودشمن ،قصه موسي ونوح نام برد كه فقط وقتي كاملا"بر ما آشكار مي گردد كه تمام قرآن رابا دقت وتامل مطالعه كنيم

 

.تنها استثنا در اين مورد شايدقصه زندگي يوسف باشد كه مي توان تمام آيات را در يك سوره وبطور منظم يافت كه اين خوددليل بر اين مي باشدكه اگر الله اراده مي كرد مي توانست تمام اين كتاب را به اين نحوه نازل فرمايد.

 

وليكن خواننده بايد خود با كوشش وتدبيرخاص خود پژوهش موضوعي كند تا بتواند در هر مورد آيات مربوط را به هم مرتبط سازد.

 

روش  تشكيل اين كتاب عظيم به طور اسرار آميزي به زندگي روزمره انسان شبيه مي باشد

.به محض بيداري ما ازخواب شبانه وآماده كردن خويش در برخورد با مسئوليت هاي روزانه معمولا"كسي الزاما"اين مسئوليت ها را به نحوخاصي دسته بندي نمي كند كه با هر كدام آنها به طور اختصاصي برخورد نمايد

 

.يك انسان كاملا"توانائي آنرا دارد كه درآن واحد با چند موضوع در يك لحظه مواجه گردد.

 كاملا" طبيعي است كه شخصي بتواند درحاليكه صبحانه خود را مهيا مي كند همزمان درفكر راه حل هائي براي مشكلات در محل كار خود باشد وحتي شايد بتواند كه در همان زمان به فكر تهيه ناهار خويش هم باشد.

 

غير عادي نيست اگر ببينيم كه مي توان در حال رانندگي به طرف محل كار خويش به والدين خويش هم براي احوال پرسي تلفن كنيم ودر همان زمان به فكر ترتيب يك ميهماني براي تولد يكي از فرزندانمان باشيم .

 

نا گفته نماند كه درهرزمان توانائي آنرا هم خواهيم داشت كه با مسائل غيرقابل انتظار هم برخورد وكشمكش كنيم.

به جرات مي توان ادعا كرد كه ما روزي را موفقيت آميز خواهيم دانست كه توانسته ايم با تمام موارد برخورد شده در طول روز به بهترين نحوه اي به ميل خود برخورد كرده ودربرابر هركدام ازآنها واكنشي مناست ارائه كرده باشيم.

درجه موفقيت ما را نمي توان به شيوه چگونگي دسته بندي حل مسائل ارتباط داد بلكه درجه موفقيت ما دربرخورد با مسائل رامي توان اين گونه اندازه گرفت كه چگونه توانسته ايم با وجود اختلاف ودرجه اهميت آنها به تمام آنها وحتي بسياري از آنها درزماني واحد واكنش نشان دهيم و با استفاده ازهوش ومنطق خويش بين تمام فعاليتهاي روزانه خود ارتباط خاصي ايجاد وآنها راسازمان دهي كنيم كه با كمترين وقت بيشترين استفاده را كرده باشيم.

 

 

قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا (73:2

شب را، جز كمى، بپاخيز! (2)

 

نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا (73:3

نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن، (3)

 

أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (73:4

يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تامل بخوان; (4)

 

إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا (73:5

چرا كه ما بزودى سخنى سنگين به تو القا خواهيم كرد! (5)

آيات ذكرشده به مايادآوري مي فرمايد كه براي درك بهتر كلام الله بايدقسمتي ازهرشب رابراي مطالعه وبررسي و تنظيم آيات الهي براساس موضوع موردپژوهش خوداختصاص بدهيم.اين روش توانائي ديدن مجموعه بزرگي را كه دردرك كلام الهي كمك مان خواهدكرد قادر       مي كند.

كلمه كليدي "رَ-تَ-لَ" درآيه فوق به معناي جمع آوري كردن بر اساس شباهت ها،تطبيق دادن افكار،يانوشتجات باصبروحوصله مي باشد.

 

لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ (75:16

شتابگرانه زبان به خواندن آن مجنبان  (16)

 

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ (75:17

همانا گردآوردن و آموزش  آن بر عهده ماست! (17)

 

فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (75:18

پس هر گاه آن را آموزش داديم، از آموخته آن پيروى كن! (18)

 

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (75:19

سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست! (19)

 

كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ (75:20

 

چنين نيست; بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد (20)

الله به خواننده قرآن توصيه مي فرمايد كه براي مطالعه كردن قرآن بايد صبر وحوصله داشت وعجله كردن درخواندن قران راجايز ندانسته واين عمل راقرباني كردن كيفيت درمقابل  كميت مي داند.

 

همانگونه كه هركس با مطالعه كردن هركتاب علمي ديگر مانند فيزيك يا شيمي بايد قوانين وتئوري مطرح شده را درآزمايشگاه به مرحله عمل بياورد تا خودشاهد نتايج ناشي از اين قوانين باشد وبا توجه به اينكه دربسياري از موارد بدون به معرض آزمايش قراردادن اين قوانين به هيچ وجه قادربه درك آن نخواهيم بود مگراينكه دانش نظري خودرا با دانش عملي ادغام كنيم وعملا"شاهد نتيجه آن باشيم،قرآن نيز ازانسان مي خواهد كه دردرجه اول  با روش علمي سعي در درك بهتر كلمات الهي داشته باشيم  وسپس دستورات مطرح شده دركتاب را به معرض اجرا بگذاريم ونتيجه آنرا مورد بررسي قرار بدهيم.

 

آيات فوق در قرآن به روشني بيان مي كند وحتي قول مي دهد كه با اتخاذ چنين روشي كه عبارت از يادگيري وبكارگيري اين قوانين در زندگي روزمره مي باشد حتما"شامل لطف الهي كه هدايت ونجات از تاريكي ورسيدن به روشنائي هست خواهيم شد.

 

متاسفانه در جوامع مسلمان ديده مي شود كه سريع خواندن قرآن مخصوصا"درماه رمضان كه بسياري سعي بر آن دارند ثواب خاصي محسوب مي شود.

 

اين روش وتوجه خاص به روخواني وتوجه نكردن به معني ،باعث دورشدن ازمفاهيم وجابجائي اولويت ها خواهد شد تا جائيكه حتي ممكن است كه انسان را كاملا"ازدرك پيام قرآن محروم كند.

 

 

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا (20:114)

پس بلندمرتبه است خداوندى كه سلطان حق است! پس نسبت به خواندن قرآن عجله مكن، پيش از آنكه معني  آن بر تو القاء شود; و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون كن!» (114)

 

 

الله كاملا"بانحوه زندگي ماآشنا است.او مي خواهد كه انسان درزندگي موفق وشادباشد.او مي خواهد كه انسان باخانواده خويش وقت صرف كند وبراي آينده برنامه ريزي كند.اوآگاه است كه درطول زندگي انسان مي تواند مريض باشد ياهميشه قادر به انجام وظائف در قالب عضوي ازاعضاي جامعه نباشد،اوبادرنظرداشتن تمام اين امكانات فقط ازما مي خواهد كه تاسرحدامكان ازكتاب او فاصله نگيريم وازمطالعه قرآن غافل نشويم وتا آنجائيكه دشوار نيست قرآن رامطالعه كنيم ودراين مدت توجه كامل به مفهوم آن داشته باشيم تا درسازندگي جامعه پيروز وامن ،موفق باشيم.

 

 

إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (73:20

پروردگارت مى‏داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‏خيزند; خداوند شب و روز را اندازه‏گيرى مى‏كند; او مى‏داند كه شما ا نمى‏توانيد مقدار آن را (به دقت) اندازه‏گيرى كنيد (براى عبادت كردن)، پس شما را بخشيد; اكنون آنچه براى شما ميسر است قرآن بخوانيد او مى‏داند كه كساني ازشمابيمار مى‏شوند، و گروهى ديگر براى به دست آوردن فضل الهى (و كسب روزى) به سفر مى‏روند، و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‏كنند (و از تلاوت قرآن بازمى‏مانند)، پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا وند از وجودخودهديه دهيد و (بدانيد) آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‏فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت; و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (20)

 

حقيقتا" بهترين روش درك وفهم قرآن آن است كه از خود قرآن كمك بگيريم كه درروشن كردن وبيان كلمات  ما را ياري دهد.

دربرخورد با يك كلمه در قرآن بايد پژوهش كرد و همان كلمه را در آيات  ديگر قرآن پيدا كنيم و مورد مطالعه قرار بدهيم وچگونگي استفاده آن را با دقت بررسي كنيم وفقط آن گاه است كه مي توانيم با ديدن تصوير بزرگ و ديدي وسيع فهم بهتري داشته باشيم.

براي مثال مي توانيم به كلمه قطع در اين آيه توجه كنيم :

 

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ (12:31)

 

هنگامى كه (همسر عزيز) از فكر آنها باخبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت كرد); و براى آنها پشتى (گرانبها، و مجلس باشكوهى) فراهم ساخت; و به دست هر كدام، چاقويى (براى بريدن ميوه) داد; و در اين موقع (به يوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامى كه چشمشان به او افتاد، او را بسيار بزرگ (و زيبا) شمردند; و (بى‏توجه) دستهاى خود را بريدند; و گفتند: «منزه است خدا! اين بشر نيست; اين يك فرشته بزرگوار است!» (31)

 

 

در اين آيه  به خصوص كاملا"مشخص مي باشد كه زنان مورد نظر دستان خود را بريده اندو به احتمال زياد خونريزي هم داشته اند.مخصوصا"اينكه در اين آيه چاقو هم ذكر شده است به نظر مي آيد كه اين نتيجه گيري كاملا"عادلانه باشد.

حال اينكه با بررسي آياتي ديگري كه در آن كلمه قطع استفاده شده است درخواهيم يافت كه ما نمي توانيم معناي بريدن را يك معني كلي در همه مواردو به معناي فيزيكي آن كه همراه با خونريزي مي باشد بپذيريم.

 

 

 

الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (2:27)

فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، ميشكنند; و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، گسسته  نموده، و در روى زمين فساد ميكنند; اينها زيانكارانند. (27)

 

 

واضح است  كه در اين آيه هر چند كه كلمه قطع بكار گرفته شده است اما به هيچ وجه معناي بريدن با چاقو ويا حتي خونريزي را در بر ندارد.بلكه به معناي جدا ساختن وگسستن وبه وجود آوردن فاصله بين 2 وجود را مطرح مي نمايد

باز هم بايد تكرار كرد كه بايد تمام قران را در نظر داشت تا توانائي نتيجه گيري را داشته باشيم .بايد آنچه را مي خوانيم عمل كنيم تا تاثير آنرا در روح و روان خود احساس كنيم.

ودر آخر هيچ وقت نبايد فراموش كنيم كه بايد از او كمك بخواهيم كه هدايت خويش را شامل حال ما كند زيرا فقط اوست كه صاحب هدايت مي باشد

 

 

 

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (1:5)

(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم; و تنها از تو يارى مى‏جوييم. (5)

 

اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ (1:6)

ما را به راه راست هدايت كن... (6)
  صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ (1:7)

راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى; نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى; و نه گمراهان. (7)