بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

در جستجوي حقيقت بودن ما را ملزم به داشتن يك وسيله ميكند .توانگري وحساسيت اين وسيله از اهميت بالايي برخوردار است ،زيرابايد  همواره با ارائه اطلاعات صحيح جستجوگر را در راه صحيح قرار داد.نه اينكه با نارسائي اش ما را به سمت غلط سوق دهد.

 

به عنوان يك انسان كه وجود خودم راحقيقتي بديهي ميدانم خواستار دليل وجود داشتنم هستم ،مي خواهم بدانم كه به چه وسيله اي مي توانم جسم و روح خودم را به مراتب عالي تري ارتقا بدهم .

 

بيشترازيك بيليون انسان در اين جهان وجود دارند كه علي رغم تفاوتهاي قومي،نژادي وزباني وسطح تحصيلات اكادميكشان قاطعانه معتقدند كه قران كتابي است كه قادراست ما را به  چنين هدفي برساند.

 

قران در قلب انهاست و چيزي نمي تواند جايگزين ان باشد.بسياري از انها حتي زبان قران را نميدانند.اما مسرانه عقيده دارند كه نگاه كردن به ان ،در اغوش كشيدن و بوسيدنش باعث ارامي وجودشان ميباشد كه نمايانگر قدرت خارق العاده اي است كه اين كتاب دارا ميباشد.

اما سوال اصلي اين نيست كه معتقدان اين كتاب درباره  قران جه ميگويند؟سوال اصلي اين است كه قران درباره قران چه ميگويد.؟

جوينده ميتواند با سوالهاي بسيار اساني مانند چه كسي اين كتاب را نوشته ،واين كتاب به چه كسي داده شده است و چرا اين كتاب امده است،پژوهش خودش را اغاز كند.

اولين قدم اساسي براي دريافت جواب بايد اين باشد كه افكار خودمان را هم مانند اين كتاب بازكنيم وازپروردگار دو عالم بخواهيم كه ما را در دريافت پيامش ياري دهد.

 

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ (16:98)

 

پس چون قرآن مى‏خوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر 98-نحل

 

 

قران به ما ميگويد كه هيچ انساني توانائي نوشتن چنين كتاب عظيمي را ندارد.

 

 

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ

 

الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (10:37)

 

اين قرآن از سوي غيرخدا،ساخته وپرداخته نشده است وبلكه تصديق [كننده] ان است كه در دست داريد  و توضيحى از آن كتاب است كه در آن ترديدى نيست [و] از پروردگار جهانيان است 37-يونس

 

 

اين آيه بسيار روشن اعلام ميكند كه تنها نگارنده تواناي اين كتاب الله ميباشدوهيچ مخلوقي حتي پيامبران برگزيده او كوچكترين نقشي در نگارش اين كتاب نداشته اندوفقط تنها وظيفه انها ابلاغ اين كتاب به بشريت ميباشد.

 

 

مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى (53:2)

[كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده 2-النجم

 

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى (53:3)

و از سر هوس سخن نمى‏گويد 3-النجم

 

إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (53:4)

اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست 4-النجم

 

عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى (53:5)

بس نيرومند آن را بدو آموخته است. 5 النجم

 

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى (53:6)

تيزهوش خردمند و توانا خويشتن را نمودار كرد 6-النجم

 

وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (53:7)

در حالى كه او در بالاترين نقطه بود 7 النجم

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى (53:9)

تا [فاصله‏اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد 9-النجم

 

فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى (53:10)

آنگاه به بنده‏اش آنچه را بايد وحى كند وحى فرمود 10

 

مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى (53:11)

آنچه را كه درك كرد، انكار[ش] نكرد 11

 

أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى (53:12)

آيا در آنچه ديده است با او جدال مى‏كنيد 12

 

 

قران به ما ميگويد انتقال اين كتاب به پيامبر از طريق حضوري اتفاق مي افتاده است واو با چشمان خودش  پيام آور كلام الهي را مي توانسته ببيند.

ايات ديگري در قران حكايت از اين موضوع ميكند كه اين كتاب به اراده پروردگار به پيامبر ارسال شده است.

 

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا (76:23)

در حقيقت ما قرآن را بر تو به تدريج فرو فرستاديم   الانسان -23

 

 

بسيار حائز اهميت ميباشد كه اين حقيقت را به قلب خود بپذيريم كه كلام الله خالص و دست نخورده است .

و هيچ كس توانائي ان را ندارد كه به متن اصلي اين كتاب كلمه اي اضافه كند و انرا تغيير دهد حتي انانكه  در رابطه مستقيم با الله بودند مانند پيامبرانش .

 

 

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ (69:44)

و اگر [او] ازجانب ماسخني ديگر مي گفت44-الحاقه

 

لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (69:45)

دست راستش را مى‏گرفتيم 45-الحاقه

 

ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ (69:46)

سپس رگ قلبش را پاره مى‏كرديم 46-الحاقه

 

فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ (69:47)

 

و هيچ يك از شما مانع از [عذاب] او نمى‏شد 47-الحاقه

 

وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ (69:48)

 

وبراستي كه قرآن براي يادآوري به كساني است كه همواره خدا را در خاطر دارند. الحاقه-48

 

اين ايات بسيار روشن به ما ميگويند كه حتي پيامبران اگر خواست خود را در قالب كلام خداوند بيان ميكردند مورد خشم الهي قرار ميگرفتند.

 

الله براي نگارش اين كتاب زبان عربي را انتخاب كردند هرچند كه در قران به ما ياداوري ميشود كه عربي بودن اين كتاب با عربي معمول كه مردم عادي با ان محاوره ميكنند تفاوتهائي دارد كه ملزم به تفكر و تعقل ميباشد.

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (12:2)

ما قران را به عربي نازل كرديم ، تا اينكه  شمادر آن بينديشيد! (2)-يوسف

 

 

به عبارتي ديگر فقط به دليل اين كه زبان مادري كسي عربي ميباشد،اين موضوع براي او به مانند يك جواز مجاني نميباشد كه او الزاما"بتواند كلام الله را درك كند.بلكه هر شخصي علي رغم عرب بودن يا غير عرب بودن او بايد خود رااز زندان افكار و پيش ذهنيت هاي خودش ازاد كند و در پي افزايش دانش خودباشد تا بتواند شانس درك اين كلام را براي خودش افزايش دهد.

قران براي به كنكاش كشيدن افكار امده است نه به خواب بردن آن.خصوصيت ديگري كه خواننده قران بايد داشته باشد نيت خوب و تمايل به يادگيري اوست .اگر واقعا"خواستار بهره گرفتن از اين دستورات نباشيم ، خواندن اين كتاب بجز تلف كردن وقت بهره اي را در برندارد.

 

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ (41:44)

 

اگر قران را به زباني غير از عربي نازل ميكرديم ،ميگفتند چرا اين نشانه ها وآيات روشن بيان نشده است .عربي يا غير عربي؟بگو قران براي كساني است كه ايمان آورده اندوبراي هدايت وبهبودي آنهاست .وآن كساني كه ايمان نمي آورند گوشهاي آنان كر وچشمانشان كور است .به مانند اين است كه آنها ازفاصله اي بسيار دور موردخطاب قرار مي گيرند. (44)-فصلت

 

الله در قران بسيار روشن بيان ميفرمايند كه هيچ زبان ديگري به جز عربي توانائي بيان كردن كلام الهي را به نحواحسن ندارد،هرچند كه عربي بودن يا غير عربي بودن اين كتاب كوچكترين تاثيري در رابطه با درك آن براي خواننده نخواهد داشت.اما درصورت زنداني بودن درافكاروذهنيات خويش هدايت ورهايي ممكن نبوده ودستورات قرآن درنظر، به مانند صدائي نامفهوم ازراه دورجلوه گرخواهدگرديد.

 

بسيار اسف بار است كه مشاهده ميشود گروهي بر اين ادعا هستند كه  فقط آنها برگزيده خاص الله مي باشندوصرفا"آنها قادر به درك وتفسير قران هستند،وبهترين چاره براي عوام آن است كه پيروي از آنها را پيشه كنندو شخصا"به كلام الله رجوع نكنند،زيرا كه به احتمال قريب به يقين به ذلالت كشيده خواهند شد.آنها براي توجيح توضيحات و اعمال نظرات خويش در دين الله وبه دليل عدم توانائي در تغيير كلام الهي ،دست به اختراع كتب ميزنند كه كلام خودشان را به اثبات برسانند.آنهاكلام خويش را به مانند كلام الله معرفي ميكنند.وحتي اسفناكتر ازآن  اينست كه بسياري ازمسلمانان با اتكا بر اين كتب بي پايه واساس وباورهاي غلط   و نداشتن اطلاعات اوليه از كتاب الله، برخواسته اين گروه سر تسليم فرود مي آورند وتوانائيهاي خود را ناديده گرفته ،فقط دنباله روي ميكنند.

 

 

فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ (2:79)

 

 

پس واى بر كسانى كه كتاب  با دستهاى خود مى‏نويسند سپس مى‏گويند اين از جانب خداست تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند پس واى بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته و واى بر ايشان از آنچه به دست مى‏آورند 79-بقره

 

 

ما نبايد براي افكار خود زنداني بسازيم و در آن چارچوب ثابت  بمانيم .بلكه بايد هميشه در جستجوي حقيقت كوشا باشيم ،البته اين بدان معنا نيست كه دست آوردهاي عالمان ديگر مخصوصا"آنانيكه سالهاي عمر خويش را صرف فراگيري كردند كاملا"نديده بگيريم بلكه به اين معنا است كه خود هم در راه دريافت حقيقت همواره كوشش كنيم و مخصوصا"بايد كلام الله رااز كلام انسان تمييز دهيم و براي هر كدام ارزش مخصوص خودش را قائل بشويم .بايد با ديدي پرسشگرانه به كلام انسانها نگريست وبايد هميشه سعي داشته باشيم كه بهترين درك از كلام الهي داشته باشيم.و هميشه قران را ملاك قرار دهيم.

به ياد بياوريم كه قران براي همه انسانها نازل شده است و نه فقط براي گروهي منتسب  كه فقط خود را در مقامي خاص جهت درك قران ميبينند.

 

 

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ2:185

رمضان ماهي است كه در آن قران براي هدايت انسان نازل شده است .در اين كتاب آيات بسيار روشن براي جدايي حق از باطل بيان شده است.وهر كس كه در اين ماه به سر مي برد،روزه به پا دارد. بقره-185

الله ميفرمايد كه قران براي همه  انسانها نازل شده است نه فقط گروهي خاص از انسانها و در اين كتاب دستوراتي  بسيارروشن براي هدايت صادر شده است .

آيات ديگر در قران بيانگر اينست كه اين كتاب براي كساني است كه ازخواب غفلت بيدار شده و در اين آيات تامل و تفكر كنند.

اين آيات روشن وآسان بيان شده است.

الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ (15:1)

الف لام راء اين است آيات كتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر 1-الحجر

 

طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ (27:1)

طا سين اين است آيات قرآن و [آيات] كتابى روشنگر 1-النمل

 

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (12:1)

الف لام راء اين است آيات كتاب روشنگر 1-يوسف

 

 

بگذاريدخود را در مورد طبيعت اين كتاب دچاراشتباه نكنيم،همانطور كه قبلا"توضيح داده شد اين كتاب وآيات آن آسان وروشن هستند اما بايد خود را از شر پيش ذهنيت هاي  تاريخي و زندان انديشه آزاد كنيم وسعي بر يادگيري خالصانه داشته باشيم .مي توانيم آن را به قطعه اي نان تشبيه كنيم كه به خودي خود توانائي دادن انرزي به بدن ما را نداردمگر اينكه آنرابخوريم وهضم كنيم وفقط آن وقت است كه از فايده آن استفاده خواهيم كرد.فقط كافي است كه قدم اول را برداريم تا ببينيم كه چقدر حقيقت به نظرمان  روشن خواهد گشت و چقدر حواسمان متوجه اين پديده عظيم خواهد شد

مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى (20:2)

قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتى 2-طه

 

 

همانگونه كه مستحضريد، نويسنده كتاب وخالق انسان و نگارنده قرآن الله است و بسيار منطقي ميباشد كه نتيجه گيري كنيم دستورات اين كتاب درانطباق وراستاي رسيدن به تكامل انسان وارتقاء زندگي ميباشد نه براي سخت كردن زندگي او.

 

 

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30:30)

 

پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است آفرينش خداى تغييرپذير نيست اين است همان دين پايدار ولى بيشتر مردم نمى‏دانند 30-الروم

 

 

الله ميفرمايد مسير اين دين بر اساس خلقت انسان بنيان گذاشته شده است ،پس بايد به راهي كه او براي ما انتخاب كرده است ملحق شويم تا موفق و رستگار گرديم.

 

 

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ (54:17)

 

و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده‏ايم پس آيا پندگيرنده‏اى هست 17-القمر

 

 

طبيعتا"بايد انتظار داشت كه كتاب الله كتابي كامل و توانمند است كه انسان را از تاريكي به نور هدايت      مي كند .

متاسفانه ديده مي شود كه بسياري از مسلمانها از روي آيات ذكرشده به آساني رد مي شوند وتحت تاثير افكارگروهي هستند كه آيات الهي را ناقص مي پندارند وجواب خود را در نوشته هايي   به نام حديث جستجو  مي كنند

آيا اين گروه پنداشته اند كه الله در آوردن كلام ناتوان بوده و نيازمند كلام تكميل شده توسط انسانها مي باشد كه بتواند كلام خود را به اتمام برساند.

وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (31:27)

و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد تاثيري در كميت كلام خدا نمي گذارد.قطعا خداست كه با عظمت ودانا است 27-لقمان

 

 

اين آيه مشخص ميكند كه الله احتياج به هيچ مخلوقي ندارد كه كار ناتمام او را تمام كند.

قران به ما ميگويد كتاب او قابل بازسازي و تعويض نمي باشد .اوست كه آنرا فرستاده وبر عهده اوست كه از آن محافظت كند .

الله همه مخلوقات را دعوت به اين ميكند كه اگر ميتوانند سعي كنند كه حتي يك سوره مثل يكي از سوره هاي قران را بياورند.

وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (2:23)

 

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد 23-بقره

 

 

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (10:38)

يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد 38-يونس

 

 

هرچند كه مضمون دو آيه بالا به نظر يك جور ميرسد اما تفاوتهايي وجود دارد.اولين آيه ازتمام كساني كه شك وترديددارند مي خواهد كه دربازسازي يك سوره سعي كنندو اين گروه مي تواند شامل كساني باشدكه به اين آيات ايمان دارند..

آيه دوم كساني را موردخطاب قرار ميدهدكه اين آيات را ازطرف خدا نمي دانند وبه آن هيچ گونه اعتقادي ندارند.

 

كتاب الله قدم را فراتراز اينها بر مي داردو همه انسانها رابه جستجوي منتقدانه قران دعوت ميكندوادعا ميكند كه اگردر تمام اين كتاب كوچكترين تضادي پيداكرديد آن را مي توانيد دليلي بر ناحق بودن آن تلقي كنيد.

 

أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ  الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا (4:82)

آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. (82) -النساء

 

 

قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا (17:88)

 

بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد; هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند. (88)-الاسراء

 

 

بر خلاف سير تكاملي بسياري ازكتابهاي مذهبي ياعلمي دنيا كه مجبور به تغيير وتصحيح شده اندكه با زمانه  وعصر حاضرمطابقت كنند،قران به ما ميگويد كه چون اين كتاب از طرف الله ،خالق تمام مكانها وزمانها وانسانهاست ومطابقت با طبيعت خلقت انساني دارد،هرگز تغيير وتاثير پذير نخواهد بودو وهميشه دست نخورده باقي خواهد ماند.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (15:9)

ما قرآن را نازل كرديم; و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)-الحجر

 

قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (39:28)

 

قرآنى است فصيح و خالى از هر گونه كجى و نادرستى، شايد آنان خدا باور باشند

(28) -الزمر

 

 

 

قرآن تحت حفاظت الله مي باشد وخالي از هرگونه اشتباه است .

حال بايد بدانيم.كه اين كتاب چه پيامي را در بر دارد،وچگونه بايد با كساني كه به آن ايمان ندارند،برخورد كرد؟

آيا معتقدان به الله قادر، مجاز به اعمال زور واجبار در گرويدن دگرانديشان به اسلام مي باشند؟

 

 

وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (6:51)

و به وسيله آن (قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده! (روزى كه در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او ( خدا) ندارند; شايد خدا باور باشند (51)-الانعام

 

 

هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ (14:52)

اين كتاب تبليغي است براي انسانها به اين وسيله به آنها اخطار بده كه بدانند خداوند معبود يگانه اي است و خردمندان پند واندرز گيرند. (52)-ابراهيم

 

اين آيات پيام يكتاپرستي راحمل ميكندو براي ترغيب وتبليغ اعمال نيك به انسان  درزندگي كنوني و  تذكردادن وآماده نمودن اودر دنياي پس از مرگ مي باشد .

 

 

مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً (17:15)

هر كس هدايت شود، براى خود هدايت يافته; و آن كس كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است; و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى‏كشد; و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم (تا وظايفشان را بيان كند.) (15)-الاسراء

 

 

الله ميفرمايد كه هركس مسئول رفتاروكردار خويش مي باشدو يك مسلمان فقط حق تبليغ پيام الله را دارد نه تحميل آن.

يك مسلمان  همواره منادي صلح مي باشد نه جنگ ،حتي براي ناباوران. .

 

 

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ (50:45)

 

ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مامور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى; پس بوسيله قرآن، كسانى را كه از عذاب من مى‏ترسند متوجه ساز (وظيفه تو همين است)! (45)-ق

 

ما به عنوان معتقدان به كتاب الله خشونت را مردود مي شماريم و در صدد تبليغ كلام او به بهترين نحو مي باشيم .

 

ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (16:125)

با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده است; و او به هدايت‏يافتگان داناتر است. (125)-النحل

 

A.L.M.ORG